X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 3 مرداد 1389 @ 03:18

جامه دران :))

درود

یک جایی خواندم توی یکی از این کشورهای اروپایی یه گروه ایرانی، کنسرت عرفانی داشتن و اسم کنسرت هم بوده جامه‌دران. فکر می‌کنید اسم کنسرت رو توی پوسترها چی ترجمه کردن؟ استـ.ـریپ تیـ.ـز!!!


 تصور کنید که مردم برای همین اسم بلیت خریدن و رفتن نشستن توی سالن. چند تا نوازنده مو و ریش بلند اومدن و براشون ساز زدن. یکی از نوازنده‌ها هر وقت دستی به ریشش می‌کشیده یا موهاش رو از روی شونه‌اش کنار می‌زده مردم فکر می‌کردن حالا وقتشه و یه جیغ خفیفی از اون وسط مسطا شنیده می‌شده. اما تا آخرش اتفاقی نیفتاده. یه سری رفتن اعتراض کردن. یه سری هم دست‌بردار نبودن و با گروه رفتن پشت صحنه. یه سری دیگه هم حتماً دنبال این دراویش توی خیابون راه افتادن :دی


پ.ن:

1/ از نگین بانو بخاطر نظرات بسیار جالبش متشکرم!! نظراتی که به صورت صفحه ای و خصوصی ارسال شده بود. ممنونم... 

2/ پست بعد رو که ارسال کردم، قسمت4 داستان هم ارسال میشه!

3/ این جناب جوووون داره از زیر کار در میره! میخواد نظرات رو جواب نده و توی وبلاگ کسی نظر نذاره، اسمشو گذاشته روزه ی اینترنتی! بریزید سرش و تهدیدش کنید تا حساب کار بیاد دستش!!! بله...

4/ همچنان با بلاگفایی ها ابراز همدردی میکنم و از همین جا اعلام میکنم که بسیار فجیع دارم حال میکنم که ماتحت همتون سوخته! واقعن!! نه؟؟!! نسوخت؟!  عجب؟! کی الان حسادت کرد به اینجا؟؟ هااا؟  یوهاهاهاهاها





یه فنجون نسکافه ی سرد شده:

پرستو: دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که خواب از سرم ربود
من جاودانیم که پرستوی بوسه ات
بر روی من دری ز بهشت خدا گشود
اما چه میکنی دل را
که در بهشت خدا هم غریب بود؟!