درود
وقتی داستانی را میخوانی که در ایران منتشر شده، نباید فکر کنی فقط یک داستان میخوانی. نشستهای و کلمات را از زیرچشمانت رد میکنی و مجذوب ماجرا شدهای که یکهو یک کلمه یا یک پرش از صحنهای به صحنه نامربوط دیگری روند عادی خواندنت را قطع میکند؛ یا حتی همان سه نقطهای که میگوید نویسنده چه عاجزانه آن را به جای یک سری کلمات ممنوع قرار داده و از شما میخواهد آن را دوباره در ذهن بیافرینید و از قوه تخیلتان بهره بگیرید. خواندن کتاب منتشر شده در ایران حسنش این است که باعث میشود ماجرای دیگری به صورت موازی با داستانی که در کتاب نوشته شده، حیات پیدا کند. جدای از اینکه نباید به کلمات چاپ شده اعتماد کنی و بهتر است از پس واژهها به کشف و شهود برسی، به خود میآیی و میبینی که خود نویسنده یا مترجم هم وارد داستان شدهاند. پشت میز نشستهاند و سردرگم و کلافه دارند واژهها را در ذهنشان زیر و رو میکنند تا بتوانند کلمهای را جایگزین کلمهای دیگر کنند. مثلا نوشابه را جایگزین مشروب کنند یا کلمهای بیافرینند که استعارهای از کلمه اصلی باشد، کلمهای که به ناچار قرار است در متن حذف شود. سانسورچی، خانم یا آقای بررس وزارت ارشاد را میبینی که روی بعضی از کلمات خط میکشد، کنار بعضی پاراگرافها مینویسد که باید حذف شوند، بعضی شخصیتها را مشکلدار مییابد،از نویسنده یا مترجم میخواهد که مسیر داستان عوض شود و این بازی با هر کتابی که به دستت بگیری شروع می شود. نمیشود قسر در رفت.
پ.ن:
۱/ چندماه پیش یه کتابی میخونم به اسم 50 داستان کوتاه از 20 نویسندهی فرانسوی! توی هر صفحه از داستان که میخوندی هی اسم نوشابه میاومد. حالا داستانهایی که مربوط میشد به چندصد سال پیش! اونم فرانسویها که توی مصرف مشروبات سرآمد دنیا هستن رو بچه مثبت کرده بود و هی نوشابه میخوردن!
2/ یه بخشهایی از داستانها هم اصلن نبود! یعنی یه پاراگرافی بود داشت توضیح میداد که مثلن امیلی و لیلیان دارن از خاطرات نوجوانیشون میگن؛ بحث که میرسید به اون خاطرهشون که رفتن پشت باغ و... اینجا یهو کلن خواننده به شیوهای جالب پیچونده میشد و نوشته بود که رفتن پشت باغ، مشقهای دبیرستانشون رو بنویسن!!! آخه کدوم ابلهی بعد از 30 سال یادآوری خاطرات که میکنه میگه: یادته رفتیم پشت باغ، من و تو، تنها بودیم، مشق نوشتیم؟!! :دی
3/ کلن اوضاعی داریم با این سانسورچیها و بخش ممیزی وزرات ارشاد و فرهنگ اسلامی! و درکل داستان نویسی و داستان خوانی!
4/ موضوع این یادداشت که "دافیمو" هست، مخففی از داستان و فیلم و موسیقی میشه! یعنی توی این بخش در مورد این مسائل صحبت میکنیم! افتاد؟!
اهم اهم... اوووووول
:.
مدیونی اگه فک کنی دوست داشتم جماعتی رو توی خماری اوووول شدن بذارم!!
:.
کلن ساعتهایی میخوام آپ کنم که کسی نباشه و هی خودم بیام بگم اول! دوست دارم... مشکلیه؟
باریکلا به تو گل پسر!! جایزه میخوای؟! نمیدم
اِ...من این ساعت بیدارم!
من عاچقِ داستان و کتابم به به!
الانم دارم میخونم!
تو چرا این موقع صبح هنوز بیداری!؟
غزلم دیگه! چه میشه کرد!
خُ خودت چرا بیداری؟
سوالهایی میپرسی هااا!! من کی میخوابم که الان سوال از بیدار بودنم میپرسی!؟!
مشق رو خوب اومدی!;دی
البته فراموش نکن اونایی که رفته بودن مشق بنویسن من نبودم هااا٬ کسایی دیگه بودن! بله!
اِ ؟ یعنی شوما کلاً نمیخوابی؟؟!!
ایووووووووول!
دو٬ سه ساعتی میخوابم. قبل از افطار. بقیه اش رو بیدارم.
سلام
دقت نکردی ... گفتم "احتمالاً تا آخر شهریور ماه ..." الان زیر چاپه. بعد از اینکه چاپ و توزیع شد سعی میکنم یکسری از نمایندگیهای این انتشارات رو به دوستان معرفی کنم.
متوجه شدم!
حالا همه ی اینها به کنار، این نامی که برای یادداشتت به صورت مخفف گذاشتی خیلی جالب شد
چاکریم. خلاقیت به خرج دادیم به اصطلاح!!..
دا فی مو چه جالب بود .
راه حل مبارزه با این سانسور ها اینه که پاشیم بریم خارج یه ایران ورژن ۲ بدون سانسور بنا کنیم کلی هم کتاب و فیلم و موزیک و مجله و نشریه و تبلیغ و کلن همه چیز بدون سانسور توش پخش کنیم بعد هی ببینیم و بخونیم و کیف کنیم و ما دختر ها از آن سوی مرزها برای رئیس اداره ارشاد زبون در بیاریم و شما پسر ها هم بی.لاخ نشون بدین
خب این چه کاریه! 65میلیون آدم که ول نمیکنن برن مملکت آبا و اجدادیشون رو بدن به 5 میلیون و خورده ای نصف آدم! بسیج بشیم اونا رو بندازیم بیرون! یا حداقل وزارت ارشادیهاشو عوض کنیم!
من فکر کردم حالا میرند پشت باغ قایم باشک میکنند.(تازگی ها میخوام بچه مثبت باشم)درک کن.
آخه بچه مثبت، چرا اگه قرار به بازی باشه برن مامان بابا بازی! بهتر نیست!؟
سیاسی کامنت بزارم؟
آخه مطلب سیاسی در وکردم که کامنت سیاسی دروکنی؟!
پدر صلواتیا خودشون اصلشو میخونن کیف میکنن به ما که میرسه از دین گذشته میشه
فیلمها هم همینه! اصل کاریهاشو خودشون میبینن! اون فرعیاتش رو میدن به خورد ما!!
ببین فرزاد سانسور شدن ِ کتاب ربطی به جامعه و این چیزا نداره این ُ باید دیگه خودت فهمیده باشی!منتشر شدن ِ کتاب بدون ِ سانسور فقط نیازمند ِ اینه که تو تو کتابت از سیاست های جامعه حمایت کنی یعنی باز بر میگرده به همون متصل بودن ِ تو به رهبر ُ غیر!
درست مثل کتاب کافه پیانو !این همه الفاظ رکیک داشت این همه چیز میز داشت کجاشو سانسور کردن!؟ کتاب خیلی خوبی بود ولی خُب خیلی کلمات زشتی داشت! و البته چون وابسته به حکومت بود نویسنده اش سانسور نشد یعنی پارتی داشت کلفت!
دقیقن. کافه پیانو چیزی به ادبیات ما اضافه نکرد بلکه حتی زیر سوالش هم برد منتهی به چاپ بیست و پنجم هم رسید. منم بحثم روی همین ارشاد و اینها بود. کاری به جامعه ی خودمون نداشتم. وگرنه جامعه ی ما پذیرش خوندن هر متنی رو داره.
کتاب های صادق هدایت رو که اینقدر سانسور کردن چیزی ازش نمونده ، بی شرف ها !!!
بهتر بود می نوشت رفتند پشت باغ دکتر بازی کردند اینجوری ذهن خواننده هم شوت نمی شد اونور دنیا!! :دی
مجموعه آثار صادق هدایت رو خیابون انقلاب از یه دست فروش گرفتم. بعضی قسمتهاش زمین تا آسمون با اون چیزهایی که چاپ شده فرق داشت. من اکثر آثارش رو خوندم. و داشتم شاخ در می آوردم از کار این جماعت.
سلام
هی برادر! به نظر من اینم یه جور دزدیه. این که از متن یه کتاب هرچی رو که میخوان می دزدن و هرجاشو میخوان عوض میکنن.
همچنان آرزو میکنیم که یه روزی «رها بشیم از این رنج بی حساب!»
دزدی ادبی از اون شاه دزدی های این به اصطلاح متمدنینه!
امیدوارم... امیدوار...
چند روز بیشتربه روز قدس باقی نمانده است نباید این فرصت را از دست داد باید از شلوغی خیابان ها استفاده و یک ضربه کاری دیگربه این نظام جهل و جنایت وارد نمود.
تکبیر!
____________$$$$$$$$$$$
_____________$$$$$$$$$
_____$$$$$$_____$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$__$$$$$$_____$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$_________$
___$$$$$$$$$$$$$$$$______$__$
___$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$_$ ___$$$$$$$$$$$__________$$$_$_____$$
____$$$$$$$$$____________$$_$$$$_$$$$
______$$$__$$__$$$______________$$$$
___________$$____$_______________$
____________$$____$______________$
_____________$$___$$$__________$$
_______________$$$_$$$$$$_$$$$$
________________$$____$$_$$$$$
_______________$$$$$___$$$$$$$$$$
_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_______________$$_$$$$$$$$$$$$$$__$$
_______________$$__$$$$$$$$$$$___$_$
______________$$$__$___$$$______$$$$
______________$$$_$__________$$_$$$$
______________$$$$$_________$$$$_$_$
_______________$$$$__________$$$__$$
_____$$$$_________$________________$
___$$$___$$______$$$_____________$$
__$___$$__$$_____$__$$$_____$$__$$
_$$____$___$_______$$$$$$$$$$$$$
_$$_____$___$_____$$$$$_$$___$$$
_$$_____$___$___$$$$____$____$$
__$_____$$__$$$$$$$____$$_$$$$$
__$$_____$___$_$$_____$__$__$$$$$$$$$$$$
___$_____$$__$_$_____$_$$$__$$__$______$$$
____$$_________$___$$_$___$$__$$_________$
_____$$_$$$$___$__$$__$__________________$
______$$____$__$$$____$__________________$
_______$____$__$_______$$______________$$
_______$$$$_$$$_________$$$$$$$__$$$$$$
webe ghashangi dari be manam sar bezani khoshhal misham
فرزاد چت زدیا....
این جلف بازیا چیه در میاری؟؟؟ادم تو وب خودش اول میکنه خودشو؟!!!



با دافی مو بسی حال کردیم.ابتکار جالبی بود.
والا داستان زیاد بهش توجه نکردم روراست
ولی تو فیلما اصولا زیاد توجه می کنم.پسره نوشسته رو مبل دستش رو هواست زیر دستش هیچی نیست!!!
اون ادم بدبختیم که سرشو گذاشته رو پایه پسره به صورت خیلی هموژنیزه و استریلیزه خوابیده هم هویجه!!!
نامردی اگه فک کنی دست پسره رو دختره بوده!!!گته باشم
فیلم آقا و خانوم اسمیت رو دیدی؟! صدا و سیما 20 بار پخشش کرده! یه فیلم 2 ساعته رو توی 45 دقیقه به نمایش گذاشتن! از وسط فیلم یه صحنه از آخر میذارن، آخر فیلم یه تیکه از اول میذارن. داغووون!
استاد ببخشید.....خوردم!
نوشسته رو ازم غلط نگیرید...منظورم نشسته بود!
والا.....ادم پیش تو امنیت که نداره.اشتباه کنه می کنی تو بووووووق
من واسه خودت میگم. کنکور داری تو دختر! ادبیات سوالای املا سخته ها!
میگم فرزاد خوتو کنترل کن من خودم نظر بالاییمو رو میبرم یه جایی باهاش صحبت می کنم
نزنیش یه وقت.
بچه که زدن نداره بابا!
اوه فقط ۲ ۳ ساعت می خوابی....؟!
جالبه....
مملکته داریم...چی سانسور نمی شه.... ؟!هه...
دافی مو...جالب بود...!
چه کنیم دیگه! مشغله فکری زیاد داریم، خوابمون نمیبره!
دروغ نگو !!
اولین کامنتو گذاشتی که ما عکسه جدیدتو ببینیم!!!
:سوت
حالا چرا زودی عوضش کردی؟؟
هه! من هرکی تا الان عکس خواسته بهش دادم. این هوا عکس آپلود کردم گذاشته دم دست که هرکی خواست ببینه! یه آیکون کوچیک که نشد محل نمایش رخسار زیبای ما!
اره بابا حکایتی داریم ما با این کتب ایرانی...!
یکی نیست بگه اخه یا نذارید کلا چاپ بشه یا این وقتی میخاین مردم بخونن به شعورشون توهین نکنید بی زحمت...!
ای خدا.....
توی بحث فیلم ها هم همینه. فرقی نداره. به شعور مخاطب توهین میکنن!
من برعکس تو! همیشه تو کتابای چاپ ایران چیزایی دیدم که انگار مترجم یا وزارت ارشاد و شورای امنیت و سانسورچی و ...!!انگار از اون کلمه ها خیلی راحت گذشتن و فیلترش نکردن.نه تنها کلمه خیلی از شرح ها و فلش بک هایی که خوندم افتضاح بود.یعنی در حدی که چشمام گرد شده بود و دهنم یه متر باز!!
اصلا واقعا برام جای تعجبه.یه وقتایی که شهر کتاب می رم کتابایی می خرم که هیچکس نمی خره سال تا سال.بعد یه صفحشو که شانسی باز می کنم میبینم بحثای خفنه!!
بعدشم علاوه براینکه کتاب داریم تا کتاب ، مترجم داریم تا مترجم.انتشاراتی داریم تا انتشاراتی و خیلی چیزای دیگه...
خب ممکنه اون تیکه از دید تو افتضاح باشه و از نگاه من جذاب! این حقو مخاطبه که انتخاب کنه نه حق اونها که سانسور کنن!
نمیتونی بگی سانسور نیست. هست... زیاد هم هست. توی آثار بزرگ هم هست. آثار دست چندم رو که منم بحساب نمیارم چه برسه به ممیزی وزارت ارشاد با اون همه مشغله.
سلام
چه اشکالی داره ماهم فکر می کنیم رفتن مشقاشون رو بنویسن
اصلا فکر می کنیم رفتن نوشابه بخورن کی به کیه
عزیزم این وسط جواب شعور زیر سوال رفته رو چی بدیم!؟
ای بابا تو چرا فکر میکنی ما خنگیم؟!

این کلمه ی "دافیمو" رو معنی کنی کافیه بقیه شو دیگه همه میدونن یعنی موضوع صحبتت در این مورد بود
راستی چه گیری دادی تو حالا؟
نوشابه و مشروب مگه فرقی باهم دارن؟
جفتش نوشیدنیه دیگه
کوروش و سید علی هم جفتشون حاکمن! مگه فرقی باهم دارن؟
همون که اسمای غیر دینی رو هم حذف نمیکنن باید کلاتو بندازی هوا.
بازم گلی به گوشه ی جمالشون!
خوب شاید خاطره ی انشتین با دوس دخترش بوده که رفتن پشت باغ درس خوندن!! :دی
شما خودت قاضی! با زیدت تنها باشی! اونم توی یه باغ؛ میشینی درس میخونی؟! یا بهش یه درسی میدی که دیگه تنهایی پا نشه بره جایی؟!
مستر اند میسیز اسمت رو که نگو......یعنی هر بار تو تی وی میبینم انگار دارم فیلم کمدی میبینم.برمیگردیم همدیگه رو نگاه می کنیم تو خونه زاااااارت میزنیم زیر خنده

محض اطلاعتون بگم اجیتون کنکور ۹۱ می باشد
خودت پیری
شوخی؟! من فکر کردم امسال داری. هنوز جا داری واسه غلط غلوط!
فرزاد بمیرییییییییییییییی( ایکن خون جلو چشمای دودو را گرفته است)



رفتم وب مونا اونجام ازم غلط املایی گرفتی...
یعنی من تا تورو ادم نکنم ول کن نیستم.
واسا حالا
هه! من تا املا به شوما یاد ندم ول کن نیستم! دفتر دیکته رو بردار از روی
" آ " 10 بار بنویس تا متوجه بشی آ با کلاه با آ بی کلاه فرق داره! درس اول!
بذار من اول دو تا پارازیت بندازم ! اولا که رفتی اسمتو تو قسمت ِ کامنت ها جای " پاسخ " گذاشتی " فرزاد : سلام "
!! فقط خواستم بگم ایده ی خیلی خفنی بود
!!
!!
دوما که آدم این دافی مو میخونه یاد ِ دافی نگار میفته
چاکریم. من مرد ایده های خفنم!!
حالا اینو گوش بده! "مو" توی لهجه ی جنوبی یعنی من! دافی مو هم میشه داف ِ من! حالا یکی باید بیاد اینو جمعش کنه!
من چی بگم از این سانسور چی ها ... که چقدر دلم خونه ! که به خاطر ِ اینا داستانی رو که دو سال روش وقت گذاشتم رو حتی جرئت نمیکنم بدم ارشاد یه بازدید ازش کنه چون میدونم کلا ردش میکنه ! چون یه نویسنده ی ایرانی اومده داستان ِ خارجی نوشته !
برادر اینا به داستانای هری پاتر رحم نمیکنن و با تیغ ِ سانورشون پاره پاره اش کردن ! اون وقت به صادق هدایت و امثالهم رحم کنن ؟!
ای ول! داستان مینویسی شوما؟!
بده ارشاد حداقل نه نگاه بهش بندازه. بهتر از هیچیه. اومدی و قبول کردن.
من که بعضی وقتا از اینکه چنین رمانی رو شروع کردم به خوندن پشیمون میشم
من پشت بندش فحش هم میدم تازه!
افتاد ولی خورد شد
دندونهاتو مسواک بزن نمکدون!
ملت ۲۰۰ساله دارن زور میزنن پیشنهاد تورو عملی کنن ولی نمیشه :(((((
پیشنهاد منم که خوبه
ایرانو میزنیم وسط اروپا :دی
بزنیم در حاشیه جزایر قناری! یعنی نصفش بشه مال ما، نصفش بشه مال اسپانیا! خوبه؟ موافقی؟
ببین ینی جوابت نمودی از مذکر بودنت بود! ینی خیلی باحال بود!!
وایی!!
نمیتونم حسمو بگممم!! :دی
اهم... یاالله... ما اومدیم...
روسریتو درست کن همشیره!!!
عکس بدم خدممتتون؟؟!
انگشتات استند بای بودن؟!
خوب عزیزم .. سانسور نکنن که به راه خلاف کشیده میشی گلم !
ترک! اولن "خب" درسته نه "خوب"!!
دومن... من خودم تدریس خلاف و خلاف کاری و غلاف و غلاف کاری و شیاف و شیاف کاری و اینها میکنم! گللللللم
مگه من گفتم فرق داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نخیر! تاکید منم به نداشتن فرقشون بود نه فرق داشتن جمله ی شوما!
اسم ما هم که توی پی نوشت چهارم با کمی تغییر آورده شده... به همین جهت تشکر می کنیم
چرا ملت همه با دیدن این موضوع یادداشت ما یاد شوما می افتن؟!
جواب ؟؟؟؟
بی خیال داش!
نه!شماره بده! :دی
من با زن های مجرد فقط ارتباط دارم! زن شوهر دار توی سیستمم نیست!
اصلا برند دکتر بازی.بچه مثبت بودن بهم نمی یاد.کلاغ میخواست ادا کبک را دراره راه رفتن خودشم یادش رفت.
بچه مثبت بودن به شوما میاد! منتهی در اون قضیه طرفین ماجرا بچه مثبت نبودن!
سلام بسیار نزدیک و صمیمی.خیلی لذت بردم مرحبا اگه می تونی همینجوری ادامه بده منم میام بهت سر می زنم دیگه باید برم برقرار باشی و سبز سعی کن همیشه تازه بمونی.بازم ممنون.آدیوس آمیگو
سلام.
ببین من همیشه میگم اگه این ایرانیه.فیلمای SEX رو هم اسلامی وقابل دیدن میکنه
مگه قابل دیدن نیست؟!
حاجی چه انتظارایی داریا .
هنوز دارن باهاش پز میدن جواب ندادن
واسه این چیزا که دیگه مطمئنا جواب گو نیستن
من خودم اون عظمای چلاق رو از عرش به فرش میکشم و تو دهنی بهش میزنم اساسی!!! شوما به من رای بده!
سلام سلام
فرزادی جون عجب تغییر دکوراسیونی دادی!
تابلو کافه رو عوض کردی خیلی بهش اومده
دوواش مهتی از این ورا! راه گم کردی! صفا آوردی
چاکرررریم.
بابا دافی مو ! بابا با کلاس !!!


میگم به شما نگفتن آقا لا تجسسوا ؟؟
چی کار داری آخه تو باغ و پشت دیوار و اینا چی کار میکردن ! شاید میوه میکندن از درخت
خلاصه ازین به بعد کتاب خواستی بخونی چی ؟ آفرین ! لا تجسسوا !
بزرگواری کرده و درشتی مان را به خردی مان ببخشایید!! خردیم و کنجکاو
ما در یکی از پست هایتان از برایتان سه عدد خشوشی نهاده بودیم تا از اشتباهاتی برون آیید...درست میباشد همی ای اخوی؟!
نچ! این صندوق پستی ما شاید نامه ها میخورد! نمیدانم همشیره...
چیزی خصوصی از شوما به ما نرسیده بود. مگر همان نامه ی تشکر بعد از تولدت. همین
جدا دنیا بدون سانسور چی میشد

خیلی با حال بود.
خیلی برات دعا کردم
دنیا بدون مرز و محدوده...
:.
ممنونم بانو... لطف کردی...