X
تبلیغات
رایتل
شنبه 16 مرداد 1389 @ 11:49

وبلاگ نویس تعهد دارد!

درود
دیشب تا الان داشتم به این موضوع فکر میکردم که وبلاگ نویس نسبت به خودش و وبلاگش و خوانندگانش تعهد دارد. حق ندارد هر چرت و پرتی را به عنوان اینکه وبلاگ خودش است به خورد خوانندگانش بدهد و بعد بهش برچسب بزند که  "وبلاگ شخصی خودمه و هرچی دلم بخواد توش می‌نویسم". خیلی جواب مزخرف و بی منطقیه! اصولن وبلاگ یک فضای عمومیه. یعنی وقتی یک نفر انتخاب کرد که نوشته هایش را توی وبلاگ بنویسد یعنی انتخاب کرده که خوانده شود و این به این معنی است که خواننده حق دارد در مورد چیزی که میخواند اظهار نظر کند.  اگه کسی بخواهد مطلبی بنویسد که خصوصیست، یا باید برایش رمز بگذارد یا اصلن برود و توی دفتر خاطرات، تقویم و یا حتی یک فایل ورد توی رایانه اش بنویسد! لزومی ندارد توی یک فضای مجازی و عمومی آنرا بنویسد و بهش لیبل خصوصی و هرچی دلم بخواد بزند!
پس اگه هر کس بخواهد نظر شخصی خودش را مطرح کند و جواب منتقدان را هم این‌طور بدهد که "این نظر من است. می‌خواهی قبول کن می‌خواهی نکن"، پس فکر کردن و خود را اصلاح کردن چه می‌شود؟ دنبال حرف و نظر درست رفتن چه می‌شود؟ یعنی این کار نشانه خودرآی و مستبد بودن نیست؟ پس نظردادن وقتی قرار نیست به حرف طرف مقابل هم گوش کنیم به چه درد می‌خورد؟ یعنی از مخاطب سواستفاده کرده‌ایم دیگر. حرف می‌زنیم و بعد که حرف‌هایمان تمام شد، دهانش را می‌گیریم تا چیزی نگوید. یا توی دهانش می‌زنیم.
احمقانه نیست؟! این را به خودم هم می‌گویم.


وبلاگ نویس تعهد دارد2 !!
چرخی که در بلاگستان بزنید با وبلاگهای مختلفی رو برو میشوید. یک سری ها هستند که وبلاگ را با دفترچه خاطرات روزانه و شخصی شان اشتباه گرفته اند! در مقابل منتقدان هم میگویند این نشان دهنده ی شخصیت رک ما و مخالفتمان با خودسانسوری است. ما همه چیز را مینویسیم. آخر احمق؛ به من چه که دیشب تو و آن انتری که دوست پسرت است توی رختخواب چه غلطی کرده اید!؟ دانستنش چه سودی برای من دارد؟! مثال: وان هم دیگه پر از آب و کف شده بود و با هم رفتیم توش. اول من به پشت خوابیدم و .... پریدم زیر پتو، یه کمی که گذشت دستمو یواش انداختم گردنش...
یا مثلن این یکی لیستی از خریدهایش و آرایشش نوشته:یه تونیک ِ خوشگل ِ کمر دار ؛ از اون کمر بند پهن هاااا ..
یه دامن ِ  خوچگل تر از اون ، از این مدل ماهی ها ، شاهکار ِ ماری ..
پرفیوم ِ بولگاری امنیای ِ بنفش ِ فیوریتم !
موهای جیگیلی ..
ابروهای ِ شاهکار ِ ژاله جون، دوست ِ مامی ..
کفش های پاشنه 12 سانت ِ دو در شده از ماری ..
لاک ِ فرنچ ِ شاهکار ِ استاد نستـــــــــــــــــــون !!! با دیزاین ِ عالیش و اون گوشواره ی خوچگلش ..
خب به نظر شما نوشتن این موضوعات در وبلاگ لزومی دارد؟!
روزانه نویسان دیگری هم داریم که بعضن بد هم نمینویسند. مانند زیگ زاگ و یا همین میس مری خودمان. اما معتقدم اینها اگر کنار روزانه نویسی، چیزی هم به خوانندشان یاد بدهند بد نیست!
یک سری وبلاگ ها هم به قول خودشان مینیمال نویسند. مانند اسپایدر مرد و سیب زمینی و مملکته داریم؟ و...! اینها به اشتباه اسمشان را گذاشته اند می نی مال نویس! وبلاگ هایی از این قبیل بیشتر جملات قصار مینویسند. مینیمال معنی اش چیز دیگریست که توضیحش طولانی میشود. اینها بد نیستند. یعنی مختصر و مفید مقصودشان از نوشتن را بیان میکنند!
بعضی وبلاگ نویسان هرچه سرتاپای نوشته هایشان را برانداز کنی که متوجه بشوی منظورشان چیست، بی فایده است. طرف نشسته با تمام واژه نامه ی ذهنی اش شلم شوربایی ساخته و اسمش را گذاشته افکار پست مدرن و یا فلسفه ی غرب و از این قبیل مسائل اما نوشته اش کلن هیچ بار معنایی ندارد. یکی دوتایشان توی گودری ام بود. اسم نمیبرم که ناراحت نشوند.
شعر. بعضی ها (که به اشتباه اسمشان را وب نویس گذاشته اند و باید کپی-پست ِ ر میگذاشتند) بر میدارند و یک بار شعری از حافظ، یک بار از ترانه های داریوش، یکبار از ایرج میرزا و... همینطور کپی میکنند و افتخار میکنند که وبلاگ دارند. نه حرفی، نه حدیثی و نه سخنی! اصلن تعهد وبلاگنویسی در مورد این افراد چه میشود؟
محبوب ترین و شاید موفق ترین گروه وبلاگ نویسان، وبلاگ نویسان ِ... وبلاگ نویسان ِ... اسمش را نمیدانم چه بگذارم. یعنی واقعن هم اسمی ندارند. شخصی نویسان! افکار نویسان! هرازگاهی چیز خوبی نویسان! همین ها دیگر. نمونه اش وبلاگ نویس معروف؛ کافه چی! (آیکون شرکت نوشابه پپسی به همراه یه در بازکن بزرگ). وبلاگهایی که می آیند که چیزی بنویسند. یعنی حرفی دارند که بزنند. اعتقاد دارند باید به تعهد وبلاگ نویسیشان پایبند باشند و به نوشتن هر چیز سخیف و مبتذلی راضی نمیشوند. این وبلاگ ها را میخوانم. یعنی همیشه میخوانم. حتی گاهی مطالبشان را چندبار میخوانم. خب وقتی او برای خواننده اش ارزش قائل است، در مقابل خواننده هم برایش ارزش و وقت میگذارد.
حوصله ام نمیشود سایر گروه های وبلاگ نویس مانند مذهبی ها و طنز سیاسی نویس ها و چه میداند دانلود سنتر ها را توضیح بدهم. یعنی ارزش ندارند بروم پی نوشتم توضیح در موردشان...
من آنچه به ذهنم رسید را گفتم؛ حالا وبلاگ نویس تعهد دارد یا ندارد را خودتان بررسی کنید.