X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 31 تیر 1389 @ 01:34

نابودی یک فرهنگ!!!

درود

هر دو نفری که به هم نزدیک می‌شوند،‌ یک فرهنگ تازه به وجود می‌آید. خیلی چیزها دونفره می‌شود. لحن حرف زدن، شوخی‌ها،‌تکه کلام‌ها. در هر دوستی راز شیرینی وجود دارد که عیان است اما پنهان شده در همین شوخی‌ها و تکه‌کلام‌ها. دو نفری می‌خندیم و دیگران بهت‌زده نگاهمان می‌کنند که چه می‌گوییم و به چه می‌خندیم. کلمه‌‌های تازه به وجود می‌آوریم و چشم‌هایمان با هم حرف می‌زنند. مثل هم ‌می‌شویم،‌ مثل هم پشت تلفن الو می‌گوییم و مثل هم با بقیه احوالپرسی می‌کنیم. وقتی دو نفر از هم جدا می‌شوند،‌ وقتی کسی می‌رود و دیگری را تنها می‌گذارد،‌ کلمه‌هایی هستند که نابود می‌شوند،‌ شوخی‌هایی که فراموش می‌شوند و دیگر نمی‌شود تنها یا با دیگران به آنها خندید. وقتی کسی،‌ دیگری را تنها می‌گذارد،‌ فرهنگی از بین می‌رود...





یه فنجون نسکافه ی سرد شده:

پرستو: راجع به مطلبی که نوشتی، به قول فریدون مشیری:
(دوستت دارم)) را
من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام
این گل سرخ من است
دامن لب پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن
که نشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست
در دل مردم عالم، بخدا
نور خواهد پاشید
روح خواهد بخشید
تو هم، ای خوب من! این نکته به تکرار بگو!
این دلاویز ترین شعر جهان را همه وقت،
نه به یکبار به ده بار، که صد بار بگو!
((دوستم داری))؟ را از من بسیار بپرس!
((دوستت دارم)) را با من بسیار بگو!