X
تبلیغات
رایتل
جمعه 18 تیر 1389 @ 21:03

آدمــهــا چند دسته ان!

درود
آدمها دو دسته اند...
دسته اول اونایی که تا تنها نشن به یادت نمی افتن... یعنی فقط مواقع تنهاییشون و وقتایی که میبینن کسی دور و برشون نیست به یاد آدم می افتن!
دسته ی دوم کسانی هستن که همیشه به یادتن... یعنی حتی وقتهایی که با بقیه هستن و شادن به یادت می افتن و دوست دارن تو شادیشون شریکت کنن...
:.
دسته ی دومی ها کمتر پیدا میشن اما مورد علاقه ی منن!


۰۰:۱۴ نوشت:

یه دسته دیگه هم هست که اینقدر ازشون متنفرم توی دسته بندی من یکی جا ندارن! آدمهایی که نه دلتنگ میشن نه به یادتن. فقط وقتی کارشون گیر باشه و به کمک احتیاج داشته باشن یهو بدجور عجیب خاطرخواهت میشن!!!


پ.ن:

1/ بعضی ها هم خوب بلدن آدمو خر کنن! مثلن وقتی بهش میگی: هااااا، بی معرفت شدی و یادی از ما نمیکنی! میگه: یعنی باید چیکار میکردم؟ میگم: خب هر از گاهی یه میس کال مینداختی رو گوشیم تا بفهمم به یادمی!! میگه: احتیاجی به این کارها نیست. من بیادتم!
آره ارواح عمه ات!! تو که از یه تک زنگ زدن ساده در میری و از اون طرف مشغول خوشی با بقیه هستی معلومه چقد به یادمی!! بعضی آدمها هم اینطوری ان!
2/ یه وقتهایی منتظری یکی یادت کنه. دقت کن! یکی! نه هرکی!! اما نمیکنه. خوب معلومه اینقدر حالش خوب هست و مشغولیات فکری دیگه داره که تو از یادش رفتی! اما هیچوقت به این آدمها نباید گفت چرا به یادم نیستی! چون اونوقته که منت بذارن گردنت و بگن مثلن هفته ی پیش که تلفنی باهم صحبت کردیم! گاهی هر چقدر هم بهشون حالی کنی که من همیشه به یادتم و تو هم گاهی، یادی، نگاهی، آهی، تکی، پیامی، کوفتی، زهر ماری، چیزی بفرست دلمون پوسید ... حالیشون نمیشه!

3/ آقا یکی این میکروفون رو از من بگیره... رفتم بالای منبر همینطوری واسه خودم چرت و پرت میگم و میرم...

4/ خب آدم خسته میشه... همیشه هی پشت سر هم از این و اون یاد کنی اما وقتی یهو دلت هوای اینو میکنه که یکی یه کاری کنه که بفهمی یکی هست که به یادت باشه کسی پیدا نمیشه! خب خداییش آدم خسته نمیشه از تنهایی؟... از زندگی؟...


۰۲:۰۶ نوشت:

همیشه نظر برتر هر مطلب رو توی مطلب بعد مینوشتم. اما اینبار نظر یکی از دوستان بدجور به دلم نشست. همین جا مینویسمش و به جای یه فنجون نسکافه ی سرد شده اسمشو میذارم یه فنجون نسکافه ی داغ!!


شنبه نوشت:

خدا را شکر که حالش خوبه. تا امروز دودل بودم که نکنه حالش خوب نیست و خدای نکرده مشکلی واسش پیش اومده اما... نه... احوالاتش بهتر از منه! بازم خدارو شکر که سالمه... به قول یکی از دوستان... چه پر توقع شده بودم من. و البته حسود! بذار خوش باشه... حالا یادی هم از ما نکرد٬ نکرد...





یه فنجون نسکافه ی داغ:

من:از موضع بالا به آدما نگاه کن
به درک که یادت نمیکنن. به جهنم که یادت نمیکنن. اصن تو مگه حسودی که زورت میاد طرف روز و روزگارش اینقد خوشه که یادت نمیکنه؟
ولشون کن بابا. اونی که باهاش باشه، هس
اونیم که نیس، یعنی از اولشم اشتباه بوده بودنش